کميته بين المللی نجات پاسارگاد

 

 

 

پويشگران

خانه شکوه میرزادگی

Shokooh Mirzadegi 

پيام به مجلس بزرگداشت

دکتر پرويز ورجاوند در شهر کلن

22 جولای 2007             

آرشيو مقالات

خانه

فايل صوتی:

 با سلام به همه ی ايران دوستانی که برای بزرگ داشت زنده ياد دکتر پرويز ورجاوند در اين جلسه گرد هم آمده اند، و با سپاس از گردانندگان جلسه که از من هم خواسته اند از طريق اين پيام در جمع شان حضور داشته باشم، خوشحالم که درباره ی مردی سخن مي گويم که نمونه ی يک ايرانی روشنفکر، وطن دوست و فرهنگی بود و هميشه اين ارزش ها نسبت به ديگر علاقه های ذهنی اش برتری داشتند.

می دانيم که در هر دوره ی تاريخی، و در سرزمين های کوچک و بزرگ جهان هميشه رهبران، شاهان، رؤسای جمهور، نخست وزيران، وزيران، رؤسای احزاب، و سياستمداران، و فعالان سياسی و فرهنگی و هنری، همه همواره بروی صحنه ی زندگی می آيند و به رسم طبيعت از صحنه غايب می شوند، اما تنها نام معدودی از آن ها در تاريخ و حافظه ی تاريخی مردم سرزمين شان باقی می ماند. يعنی در نبودشان نيز ماندگار می شوند.

من از کسانی که به نکويي از آن ها نام برده نمی شود و، در واقع، در زنده ماندشان هم مرده اند حرف نمی زنم، از کسانی می گويم که در پی مرگ شان هم هنوز زنده اند. اين ها کسانی هستند که در لحظه هايي حساس از تاريخ نيازهای ملی، فرهنگی، سياسی، يا حتی هنری و ادبی ملتی را درک کرده و به آن پاسخ درست، به جا، و مفيد داده اند. زن يا مردی که در تاريخ ملتی می ماند کسی است که سال ها و حتی گاه قرن ها پس از رفتنش، حضوری زنده در ميان مردمان عصر خود داشته است. هر نشانه ای از آن لحظه ی حساس تاريخی، هر کلامی درباره ی آن، و هر تصويری از آن او را به ياد مردم می آورد تا نام و يادش را گرامی بدارند. البته، در اين گذر تاريخی، ملت ها هر کسی را در جايي که ايستاده و به اندازه ی توانايي هايي که داشته می سنجند.

و من امروز می خواهم از مردی بگويم که در لحظه هايی حساس از تاريخ معاصر ما دست به کارهايی زد که شايد سال ها بعد، سال های سال بعد، به خاطر آن کارها نامش برای ملت ما زنده و ماندگار خواهد بود.

من نمی خواهم از دکتر پرويز ورجاوند، وزير پس از انقلاب بگويم، نمی خواهم از دکتر ورجاوند سخنگوی جبهه ملی ايران بگويم؛ من عضو هيچ حزب و گروه و جبهه ای نيستم اما، البته، مثل هر انسان اجتماعی، نظرياتی سياسی هم دارم که درباره ی آنها هم نمی خواهم در اين جا صحبت کنم. گفتن و نوشتن درباره ی نقش سياسی دکتر ورجاوند را بر عهده ی اهل سياست می گذارم و در اين جا می خواهم که به عنوان يک فعال فرهنگی که از نوجوانی تا کنون، يعنی چند دهه، ناظر و شاهد حرکت های فرهنگی در سرزمين مان بوده ام، و به عنوان کسی که دو سال است به طور شبانه روزی در ارتباط با ميراث فرهنگی و گنجينه های ملی سرزمين مان انجام وظيفه کرده ام، شهادت دهم که دکتر پرويز ورجاوند ستاره ای درخشان بر آسمان تاريخ فرهنگی سرزمين ما بوده است؛ ستاره ای که آنقدر اشاره و نشانه از خود باقی گذاشته که خاطره اش تا سال های سال (اگر نتوانم بگويم و نمی گويم قرن) از ياد ملت ما نخواهد رفت. وقتی آيندگان کتاب های تاريخ سياسی مربوط به دوره ی ما را ورق بزنند البته که ممکن است در گوشه ای از اين تاريخ نامی هم از دکتر ورجاوند ببينند؛ اما من مطمئن هستم که نام دکتر پرويز ورجاوند، به عنوان يکی از حافظان گنجينه های فرهنگی و ملی ما، هميشه در بالای فهرستی قرار خواهد داشت که متاسفانه، متاسفانه اهل سياست ما خيلی خيلی به آن کم لطف بوده و هستند.

در فردا، در فرداهای ايران، هر بار که مردمان از کنار ستون های تخت جمشيد بگذرند و يادشان بيايد که در کتاب ها خوانده اند که، روزگاری در پی يک انقلاب، عده ای متعصب به دنبال حجت اللاسلامی به نام خلخالی راه افتادند تا اين يادگار هزاران ساله را خراب کنند، حتما به يادشان خواهد آمد که در همان کتاب ها نوشته اند که آدمی هم به نام پرويز ورجاوند بود که خودش را به زمين و زمان زد تا بتواند جلوی تخريب اين بنا را بگيرد. امروز، و سال های سال بعد، وقتی که مردمانی به ديدار بنای تاريخی چغا زنبيل می روند، يا از ميدان نقش جهان می گذرند، اگر از رمز ماندگاری و جهانی شدنشان بپرسند پژواک نام پرويز ورجاوند را هم خواهند شنيد.

يقين بدانيد اگر سرزمين ما هم، مثل همين سرزمين هايي که اکنون در آن ميهمان يا مقيم هستيم، به سوی تمدن و پيشرفت و آزادی گام بردارد، يعنی اگر سرزمينی داشته باشيم که قدر گنجينه های ملی و فرهنگی خود را بداند و در آن سرزمين جوانانی که به پاسارگاد، و به ديدار آرامگاه کوروش، می روند و بر خود می بالند که با آفريننده ی نخستين منشور حقوق بشر نسبتی تاريخی دارند، کسی هم خواهد بود که به آن ها بگويد که دکتر ورجاوند اولين باستانشناس ايرانی بود که وقتی از خطر جدی ويرانی آرامگاه کوروش به وسيله دولت وقت مطلع شد با شجاعت تمام و در بی صدايي ترسنده ی سرزمين مان صدا به اعتراض بلند کرد.
در سازمان ميراث فرهنگی آينده، وقتی که امثال آقای رحيم مشايي ها رييس آن نباشند، نام پرويز ورجاوند در کنار بزرگان ميراث فرهنگی ما خواهد نشست و در انتشارات آن خواهند نوشت که او اولين کسی بوده که چيزی به نام کارشناسی و مرمت علمی آثار ملی و تاريخی و فرهنگی ايران ما را بنيان گذاشت وباستانشناسی علمی ما به او مديون است، و ....

باری، سخن دراز خواهد شد اگر بگويم که دکتر پرويز ورجاوند در ا رتباط با ميراث و گنجينه های ملی و بشری ما چه ها کرده است. شاگردان بسيار او به مرور از او به فراوانی خواهند گفت. من فقط دوست دارم در اين جا بگويم که در طی دو سال گذشته که بخاطر حفظ و نجات دشت پاسارگاد تقريبا به طور مرتب با ايشان در تماس بودم همواره در مصاحبت با ايشان و در ارتباط با ميراث فرهنگی ايرانزمين بسيار آموخته ام. در عين حال، تواضع، ادب و مهربانی اش نيز هميشه برايم به شدت قابل تحسين بوده است. جوان هاي گمنام و عاشق ايران که او را از نزديک می ديدند می گفتند که او از تکبر های آبکی افراد سرشناس به دور است؛ و شور و خستگی ناپذيری اش برای کارهای مربوط به ميراث فرهنگی ايرانزمين قابل احترام و مثال زدنی است.
در اين جا لازم است که، به عنوان يکی از خدمتگزاران کميته بين المللی نجات پاسارگاد، نيز بگويم که دکتر پرويز ورجاوند اولين باستانشناسی بودند که به طور رسمی و با شجاعت هر چه تمامتر از اين کميته حمايت کردند و يکی از چند باستانشناس و شخصيت های سرشناس داخل ايران بودند که در هر زمانی که به وجودشان نيازی بود با سرعت هر چه تمامتر دست به کار شده و در حرکت های سراسری به نفع حفظ و نگاهبانی از دشت پاسارگاد همراه کميته می شدند.

سخن آخر اين که دکتر ورجاوند از معدود افراد سياسی سرزمين ما بودند که به درک اين اصل مهم رسيدند که ميراث های فرهنگی، تاريخی و ملی يک ملت پشتوانه و ثروتی عظيم است که اگر از آن غافل شويم حافظه و هويت ملی خود را از دست خواهيم داد و ملتی که حافظه ی تاريخی و فرهنگی نداشته باشد امکان حضور درست و منطقی و باپشتوانه اش به دنيای متمدن تقريبا محال است. و همين درک عميق بود که دکتر پرويز ورجاوند را وادشته بود که بيشترين سال های عمر خود را وقف حفظ ميراث و گنجينه های ملی و بشری ما کند و چنين است که نام عزيزشان در حافظه فرهنگی هر ايرانی زنده و نيکو خواهد ماند .
 

 

قصه

شعر

مقاله

يادداشت

 نگاه يک زن

مطالب   ديداری

مطالب  شنيداری

نامه های سرگشاده

کتاب های در اينترنت

کتاب های منتشر شده

کتاب های در دست انتشار

********

  شرح حال

آلبوم عکس

جستجو

 تماس

English Section