خانه

يادداشت

مقالات

داستان ها

شعرها

کتاب ها

مرکز اسناد زنان

شرح حال

آلبوم عکس

پويشگران

تماس

English Section

============

آرشیو:

دسامبر 2005

نوامبر 2005

اکتبر 2005

سپتامبر 2005

جولای و اگوست 2005

 

=====================================================================

        شکوه ميرزادگی

 

Text Box: مـا را بـه دم پـير نگـه نتوان داشت
در خـانه دلـگير نگـه نتوان داشـت
آن  را کـه سـرزلـف چو زنجير بود
در خانه به زنجير نگه نتوان داشت
 
    از نگاه يک زن

          آرشيو از نگاه يک زن

جمعه 12 خرداد 1385 ـ برابر با 2 ماه ژوئن  2006

 

روزهای یادبود و زنان

چینی ها ضرب المثلی دارند به اين مضمون که: «هر جا خبری بود بدانید پای زنی در میان بوده است.» البته آنها این ضرب المثل را به صورت منفی به کار می برند و منظورشان خبرهای بد است. اما، برخلاف نظر چينی ها، اگر با چشمی بی تعصب به تاریخ نگاه کنيم می توانیم ببنیم که بسیاری از آنچه که ریشه در عشق به انسان و درک شادی ها و رنج های بشری دارد کار زنان است. مثلا ممکن است برخی تصور می کنند که همین «روز یادبود Memorial Day» آمريکایی که در روز دوشنبه برگزار شد ریشه در مذهبی دارد؛ حال آنکه اين ریشه را بايد در رنج های زنانی جست که جنگ عزیزانشان را از آن ها گرفته است. اولین باری که روز یادبود انجام شد بیست و پنجم آوریل هزار و هشتصد شصت و شش بود که در آن اعضای یکی از سازمان های زنان در شهر «کلمبوس» جمع شدند و دو گورستان شهر را که سربازان کشته شده در جنگ های داخلی آمریکا در آن خفته بودند تزیین کردند و یاد عزیزانشان را به این شکل گرامی داشتند. در واقع، آنها با این کار از درد مشترک خود سخن گفتند. پس از آن زنان و مردان شهرهای دیگر آمريکا هم اين فکر را مورد توجه قرار دادند و عاقبت، در سی ام ماه می سال هزار و هشتصد و شصت و هشت، این روز یادبود در سراسر آمریکا برگزار شد و مردمان (که اکثريت شان را زنان تشکيل می دادند) گورستان ها و گور سربازان را تزیین کردند. البته در ابتدا این روز با عنوان «روز تزیین  Decoration Day» شناخته شد و سپس به نام روز یاد بود خوانده شد. تا سال هزار و نهصد و هفتاد و یک اين روز می توانست يکی از روزهای آخر ماه مه باشد اما از آن پس همگان بر  سی ام می توافق کردند. اکنون این روز تبدیل شده به روزی که خانواده ها به دیدار هم می روند و دور هم جمع می شوند و در واقع بودنشان با هم را گرامی می دارند اما، البته هنوز هم بسیاری از مردمان در این روز به گورستان ها می روند و از آن هایی که از دست داده اند یاد می کنند.

 

مردان «پر ماجرا» !

           من اعتقادی به مسابقات ملکه زیبایی (چه زنانه و چه مردانه) ندارم و مراسم آن اغلب مرا به یاد نمایش بردگان در بازارهای قرون وسطی می اندازد. البته گویا مسابقه انتخاب دختر شایسته با ملکه زیبایی فرق هایی دارد؛ یعنی درست است که در این مسابقه هم زیبایی روی و موی و تن نقشی اساسی دارد اما، آنگونه که می گویند، دانش و درک و عقل و شعور شرکت  کنندگان هم مهم است. من سه تایی  از این دختران شایسته را از نزديک دیده ام و دوتایشان به نظرم زنان جالبی آمدند.  آخرین دختر شایسته ای را که دیدم یک ایرانی مقیم کلرادو است که از نظر شعور و شخصیت و درک اجتماعی زنی قابل تحسین است. با این حال برخی معتقدند که حساب و کتاب های سیاسی هم  در انتخاب برخی از این دختران شایسته یا ملکه زیبایی ها موثر اند. مثلا می گویند انتخاب دختر شایسته از افغانستان، آن هم بلافاصله پس از رفتن طالبان، نمی تواند کاملاً بی طرفانه صورت گرفته باشد. یادم می آید که وقتی «ویدا صمدزی» به اين مقام انتخاب  شد مطبوعات دنیا با خبرهای  مربوط به انتخاب او چه غوغائی کردند و بیشتر عکس هایی از او را منتشر ساختند که او را در مايو های رنگارنگ، یا به قول خود افغانی ها «لباس های  آب بازی»، نشان می داد. گویی می خواستند بگویند که تنها مشکل زنان افغانستانی این بوده که نمی توانسته اند با مایوی دو تکه در ملاء عام ظاهر شوند؛ بگذریم. اما اخیرا ویدا خانم از کالیفرنیا به سرزمین مادری خود بازگشته و مورد توجه بسیاری از هموطنان خود قرار گرفته است. او در مصاحبه ای که با «کابل پرس»، یکی از رسانه های فعال افغانستان، داشته به مطالب مختلفی اشاره کرده است؛ از جمله این که «زن ها باید که سعی کنند تحصیل کنند تا اندازه سوادشان  بالاتر و بهتر شود» و یا «آهسته آهسته از حق انسانی و زنی خود برخوردار شده و از همه چیز با خبر باشند.» جالب ترين اظهار نظر او وقتی است که از او می پرسند آیا قصد ازدواج دارد یا نه و چه مردی  مورد توجه اوست. او می گويد: «... هنوز معلوم نيست. هنوز به در و دروازه دلم کسی در نزده. او بايد کسی باشد تحصيل کرده، حق دان، پر ماجرا، با اراده، موفق، از فاميل اعلا و با نزاکت، قد بلند، فاميل دوست، روشنفکر، حساس، پرماجرا، خوش برخورد و يک مرد کامل. اگر از افغان های خودمان باشد که چه بهتر! هم زبان، هموطن. اما مگر کسی می تواند پيش بينی کند؟ هر کس از هر جای دنيا باشد، اگر انسان خوبی باشد، چرا نه؟» البته من می توانم صفاتی را که این خانم برای مرد دلخواهش بر شمرده درک کنم. اين ها همه را، اگر چه نه یک جا، از زبان دختران زیادی  شنیده ام. اما این جريان «پر ماجرا بودن» طرف را ـ که دو بار هم تکرار شده ـ درست نمی فهمم. شايد اضافه شدن این صفت به لیست صفات مرد دلخواه را بايد به اسم اين خانم افغانی ثبت کرد. البته توجه داشته باشيد که پيدا کردن «مرد پر ماجرا» در افغانستان، و اصولا تمام خاورمیانه، کار مشکلی نيست.

 

بدهی به زنان ورزشکار

دختر جوانی  از ایران برایم نوشته است: «آیا شما از ورزش خوشتان نمی آید یا این که زنان ورزشکار  را ـ چون کار فکری نمی کنند ـ جدی نمی گیرید که هیچ چیز درباره ی آنها نمی نویسید؟» نوشتم: «هیچ کدام؛ فقط پیش نیامده است.» البته فکر می کنم  قبلاً چیزهایی هم نوشته ام که یادم نبودند تا نشانی بدهم. این دوست جوانم همچنین نوشته بود که: «شما به ما برای این غفلت بدهکار هستید.» و من، چون از بدهکاری خوشم نمی آید، بلافاصله رفتم سراغ زنان ورزشکار  و حق را کاملا به دوست جوانم دادم؛ چرا که ديدم زنان ما برای این که بتوانند ورزش کنند همانقدر مبارزه می کنند که بخوانند بنویسند  یا کارهای دیگر اجتماعی انجام دهند. ديدم که فقط در هفته اول  خرداد ماه اغلب خبرگزاری ها خیرهایی داشتند درباره ورزش زنان. و جالب اين بود که ـ بر خلاف دیگر فعالیت های زنان که در شهرهای بزرگ و به خصوص در تهران انجام می گيرد ـ زنان در هر گوشه ی ایران به ورزش، آن هم در  حد قهرمانی و مسابقه، پرداخته اند. ديدم که تیم فوتبال  بانوان باشگاه نیروی دریایی بندر انزلی به لیگ دسته  دو فوتبال  بانوان کشور راه پیدا کرده است، این تیم در واقع تنها تیم زنان در استان گیلان محسوب می شود که  از سال گذشته فعالیت اش را شروع کرده است. این زنان قرار است در اواخر خرداد برای مسابقه به اردبیل بروند. تیم بدمینتون زنان ایرانی هم دارند خودشان را برای شرکت در مسابقات بازی های آسیایی قطر آماده می کنند اما بهشان گفته شده: «زیاد هم خودتان را نکشید چون هنوز معلوم نیست اجازه رفتن به شما بدهند.» اما زنان ما که سال هاست که عادت کرده اند نه بشنوند و به آن اعتنایی نکنند، همچنان دارند به تمرین های خود ادامه می دهند. در عين حال قرار است که به زودی مقررات داوری در بدمینتون هم درباره ی زن ها عوض شود و از حالا دارند برای داوران زن و مربیان زنان دوره های آموزشی می گذارند که امیدوارم این مقررات به زیان آن ها تمام نشوند. خبر بعدی هم این که تنها در شهرستان بم هفتصد زن در رشته های مختلف به ورزش های جدی و در حد رسیدن به قهرمانی مشغولند و نيز زنان قايقران ملي پوش ایرانزمین در دومين روز مسابقات جهاني كاپ دوی آلمان ـ كه در شهر دويسبورگ اين کشور جريان دارد ـ در رشته پانصد متر به مرحله نهايي راه يافته اند. خلاصه زنان در ورزش هم مثل کارهای دیگر شان سخت مشغول دويدن و نفس زدن هستند و، مثل کارهای دیگر، نه فضای مناسبی  دارند و نه امکانات کافی. با اين همه يک چيز در نزد آنان فراوان است: اراده و خواست رسیدن به هدف.

 

تکنولوژی در جهت سرکوب بیشتر زنان

       قرار است که در ماه آبان امسال همایشی در ایران برگزار شود به نام «زنان و اینترنت در هزاره سوم.» این همایش را دفتر امور زنان سپاه و مراکز  امور زنان کل کشور تدارک می بینند و مدت هاست که از محققین و اندیشمندان و علاقمندان دعوت کرده اند که مقالات و آثار تحقیقی خود در ارتباط با اين موضوع و با محوریت زنان را به دبیرخانه همایش بفرستند. اهدافی که برای این همایش ذکر شده بسیار جالب اند. اهداف نخست عبارتند از: «حفظ کیان خانواده، تبیین جایگاه زن در نظام اسلامی، ترویج ارزش های دینی و اخلاقی، تسریع در انتقال و تبادل اطلاعات میان زنان مسلمان.» همانطور که می بيننيد هيچ يک از اين ها ربطی به «زنان و اینترنت، به عنوان یک تکنولوژی» ندارند. اما اهداف دست دوم همايش را اينگونه توضیح داده اند: «ارتقاء سطح آگاهی و دانش زنان، افرایش فرصت های اشتغال، و  افزایش مشارکت زنان در عرصه فن آوری  اطلاعات.» عناوین مقالات و موضوعاتی که تاکنون تصویب شده اند عبارتند از: «زنان، اينترنت، جامعه اسلامي و توليد محتوي، شامل (يک) اينترنت و كاربرد آن در فرهنگ‌سازي ديني و اخلاقي، (دو) اينترنت و كاربرد آن در معرفي جايگاه زن در اسلام، (سه) اينترنت، زنان و محصولات صاحب نام در فرهنگ‌سازي ديني و اخلاقي.» ملاحظه می کنید که چگونه از تکنولوژی غربی دارند به نفع خواست های سیاسی و ضد زن خود استفاده می کنند؟ و شما فکر می کنيد چگونه محققینی حاضر می شوند در این نوع همایش ها شرکت کنند؟ صبر کنيم و ببينيم!

 

جمعه 19 خرداد 1385 ـ برابر با 9 ماه ژوئن  2006

تا من هستم صدا نباشه!

از قرن هجدهم به بعد که  مساله آزادی و برابری زنان مطرح شده، معمولا و در همه جای جهان، بیشتر زنانی که در جنبش های طرفداری از حقوق زنان حضور داشته اند زنانی بوده اند درگير کارهای اجتماعی. حتی بسیاری از زنان فعال در امور مذهبی وقتی سخن از حقوق زنان به میان می آمد در کنار زنانی قرار می گرفتند که به قوانین بازدارنده مذهب خود اعتراض داشتند و، در بسیاری از موارد، هم آنان بودند که قوانین مذهبی شان را به نفع زنان تصحیح کردند. اما یکی از خصوصیات زنانی که در جمهوری اسلامی مصدر کارهای به خصوص دولتی می شوند آن است که همیشه مقابل خواست های زنان می ایستند و خود از ابزارهای بازدارنده رسیدن آنان به حقوق انسانی خويش می شوند. متاسفانه در اين مورد وضع هر روز بدتر هم می شود؛ یعنی اگر در دو سال پیش برخی از زنان نماینده مجلس، مثل خانم فاطمه حقیقت جو، از لايحه پيوستن ايران به کنوانسيون بين المللی رفع تبعیض از زنان دفاع می کردند امروزه رییس«مرکز امور زنان و خانواده» که منصوب جديد آقای احمدی نژاد است، رسما  اعلام می کند که: «الحاق به کنوانسیون های بین المللی رفع تبعیض از زنان غیر ممکن است.» دو سال پیش، وقتی که  با هزار بدبختی آن لايحه به تصویب مجلس ششم رسید، فریاد وامسلمانا و وا اسلاما به آسمان رفت و ده ها اعلامیه اعتراضی از سوی «ابر آقایان» جمهوری اسلامی صادر شد که جالب ترین و در واقع صادقانه ترین آنها از آن  آیت الله نوری همدانی، از مراجع تقلید قم بود. ایشان در این اعلامیه رسما اعلام کردند که :« کنوانسیون رفع تبعیض از زنان هدفی جز کوبیدن اسلام ندارد و روح این کنوانسیون نفی ضروریات اسلام است و...» و بالاخره هم شورای نگهبان از ضروریات اسلام، که همانا تبعیض علیه زنان است، پاسداری کامل نموده و آن را رد کرد. حالا آیت الله های ما خیالشان از آن هم راحتتر شده است زیرا خانم زهره طبیب زاده نوری، پس از سه ماه در نقاب بودن و به جای همه ی آنها، شمشیر کشان از پشت پرده به در آمده و با زبان جاهلی می گویند: «من خيلى صريح حرف مى‌زنم، ما به اين موافقت نامه‌ها اصلاً نمى‌پيونديم. ‌خيالتان راحت باشد، تا وقتى كه من اينجا هستم چنين معاهداتى با ايران منعقد نمى‌شود.‌.. ما، به جاى پيوستن به معاهدات بين‌المللى، با ديد منتقدانه آنها را به نقد مى‌كشيم. ‌چون تمام اين موارد مخالف شرع اسلام است. ‌آنها حقوقى براى زنان قائلند كه عمل حرام است نه حقوق. ‌مفاد كنوانسيون‌ها و معاهدات بين المللى خلاف عمل انبيا است و ما سعى مى‌كنيم متشرع باشيم و به اين كنوانسيون‌ها نمى‌پيونديم بلكه با ديد انتقادى، اعتقادات اسلام را مى‌گوييم. ‌» و مرتب هم ـ در طی کنفرانس مطبوعاتی خود ـ توی شکم خبرنگارانی که به جوهر حرفشان توجه نمی کردندرفته اند. اما راستی هیچ فکر کرده اید که چرا کنوانسیون حرام و نفی ضروریات اسلام است؟ بیایید فقط قسمتی از  ماده اول آن را دوباره و با هم بخوانیم که می گويد:  «...با هر گونه تمایز، استثنا، محرومیت يا محدودیت بر اساس جنسیت که نتیجه اش خدشه دار کردن یا لغو حقوق بشر و آزادی های اساسی  زنان در زمینه های  سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و یا هر زمینه دیگری باشد...  مخالف است.»

 

دختران با ریش و سبیل برای دیدار فوتبال

سایت زنان،  که از سایت های خوب زنان در ایران است، اخیرا مطلبی در ارتباط با ورود زنان به ورزشگاه ها نوشته و در حمایت از این خواست انسانی به نکاتی جالب اشاره کرده  است. مثلاً نوشته است: «معتقديم لازم است فضای جامعه امروز بيش از هر وقت انسانی شود. انسانی؛ نه زنانه و نه مردانه.» يا «معتقديم فرياد كردن نام ايران از حنجره زنان ايرانی حرمت هيچ ديواری را نمی‌‌شكند. آن‌چه شكسته می‌‌شود، تابوی سنت‌های اشتباه تاريخی است كه پيش روی زنان فرهيخته ايرانی قد كشيده است. يا «معتقديم در شرايطی كه مردانه شدن فضای ورزشگاه‌ها باعث شده است بسياری از دختران و زنان علاقه‌مند به فوتبال با ظاهری مردانه خود را به تماشای چمن سبز برسانند، آسيب‌های اجتماعی و فرهنگی ناشی از تداوم اين سياست‌ها به نفع هيچ‌كس نيست.» این مورد سوم شایعات زیاد مبنی بر رفتن دختران به ورزشگاه ها با لباس مردانه را جدی می کند. یک زمانی جایی خواندم (نه البته مستند) که پس از حمله اعراب هم مردها برای این که بتوانند به مبارزات خودشان با مهاجمین ادامه دهند چادر زنانه می پوشیدند تا وقتی در خیابان ها رفت و آمد می کنند و یا اسلحه با خودشان حمل می کنند کسی متوجه آنها نشود. در دوران مشروطیت هم برخی از زنان (و این یکی مستند است) لباس مردانه می پوشیدند تا بتوانند در تظاهرات شرکت کنند و کسی در اجتماعات مزاحم و مانعشان نشود. حالا هم ـ در اوایل قرن بیست و يکم ـ زنان ما ناچارند برای رفتن به استادیوم های ورزشی، و دیدن ورزش، یعنی مشروع ترین حق یک انسان، لباس مردانه بپوشند. من البته، مثل دوستانم در سایت زنان، فکر نمی کنم که این ماجرا نگرانی داشته باشد. نگرانی وقتی جا داشت که زنان ما تسلیم و بی تفاوت بودند. اکنون، وقتی آن ها از خواست خود دست برنمی دارند و راه  حل را هم نه در خشونت و داد و فریاد و سنگ، که در اتخاذ روشی که خود به نوعی ادب کردن این آقایان است يافته اند هيچ جای نگرانی نیست. لباس مردانه که چیزی نیست این دختران جوان می خواهند بگویند که برای رسیدن به برابری های انسانی حتی حاضرند سبیل و ریش هم بگذارند.

 

اعتراض زنان ناشر
             امسال هم، همچون  سال گذشته، زنان به سیاست های مسئولین نشر کتاب در ایران اعتراض کردند. «جمع صنفی ـ فرهنگی زنان ناشر» نامه ای نوشته است خطاب به حسین صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، و از  سیاست ها و خط مشی  مسئولان جدید این وزارتخانه انتقاد کرده و گفته انست که، به دليل اين سياست ها، فرایند تولید کتاب در ایران دچار رکود و سکون شده است. آن ها همچنین دیرکرد در صدور جواز انتشار کتاب و اعمال غیرموجه وزارت ارشاد و قطع سوبسیدهای نشر را دلیل تضعیف فعالیت های ناشران دانسته و گفته اند که برخی  از ناشران در آستانه ورشکستگی قرار دارند. البته این نامه روشن نمی کند که زنان ناشر  روش های وزارت ارشاد را در ارتباط با چاپ و نشر کتاب به طور کلی  مورد انتقاد قرار داده اند یا به برخوردهای آنها در مورد «ناشرین زن» اعتراض داشته اند، هرچند که در جائی از این نامه تاکید شده که زنان ناشر گرفتار مشکلات مضاعفی هستند. برخی از دوستان اهل قلم از ایران می گویند که همیشه با آن دسته از کتاب های زنان که جنبه مذهبی ندارد سختگیرانه تر از کتاب های مردان برخورد می شود. اينجا هم بايد در نظر داشت که بالاخره زنی گفته اند و مردی؛ حتی اگر هر دوی آنها نویسنده و دانشمند و اتم شناس و ... هم باشند امکان شرعی ندارد که بشود به آن ها با یک چشم نگریست!

 

صد سالگی دست يافتن زنان فنلاند به حق رأی                                                                                                     تاريا هالونن

امسال برای زنان کشور فنلاند سال مهمی است زیرا درست صد سال پیش آنها  توانستند برای خود حق رای و حق ورود به پارلمان را بصورتی نامحدود به دست آورند. در واقع آنها اولین زنان جهان بودند که اين دو حق را با هم به دست آوردند. اکنون، پس از صد سال، زنان زیادی در فنلاند بر مسند  قدرت و قانون نشسته اند و خانم «تاريا هالونن» اخيراً برای بار دوم به ریاست جمهوری اين کشور برگزيده شده است. همچنين در حال حاضر سی و هشت در صد نمایندگان پارلمان فنلاند را زنان تشکیل می دهند.  البته باید در نظر داشت که نقش این زنان، برعکس نقش اکثر زنان در کشورهای اسلامی، نقشی تزیینی نیست و آنها بر اساس باور راستين خود به برابری زن و مرد، و نیز به خاطر تلاش ها و مبارزات خود به عنوان  یک انسان برابر، به این مواضع اجتماعی دست يافته اند. با این حال زنان فنلاند فکر می کنند که هنوز تا رسیدن به برابری کامل با مردان کارهای زیادی در پيش رو دارند. اخیرا خانم «ارکی تومیويا»، وزیر خارجه فنلاند، گفته است: «ما عالی نیستیم. هنوز کارهای زیادی باید انجام دهیم ولی با این حال نمونه خوبی هستیم برای اکثر نقاط ديگر جهان.»                      

جمعه 26 خرداد 1385 ـ برابر با 16 ماه ژوئن  2006

زنی فراتر از جایزه صلح

 

 

هفته گذشته نشریات مهم جهان خبر بستری شدن خانم «آنگ سان سوچی» را در بيمارستانی در کشور ميانمار («برمه» سابق) منتشر کردند و به يادمان آوردند که او سه سال اخير را در زندان خانگی گذرانده و همین یک ماه پیش هم مقامات نظامی کشورش شش ماه ديگر به زندان سه ساله ی اخيرش اضافه کرده اند و، بدين ترتيب، با توجه به شش سال زندان خانگی قبلی او (از 1989 تا 1995)، طول مدت زندانی بودن او در خانه اش مجموعاً به بیش از نه سال  می رسد. اکنون نيز او را يکسره از زندان خانگی به زندان بيمارستانی منتقل کرده اند.

خانم «آنگ سان سوچی» بی تردید یکی از بزرگترین زنان زمانه ما است؛ نه به دلیل این که رهبر قدرتمند جنبش مردم سالاری  سرزمین خود است، نه به دلیل این که سالیان سال برای پایان دادن به ظلم مبارزه کرده، و نه حتی از آنجا که ده ها جایزه ـ و از جمله جایزه حقوق بشر و جایزه صلح نوبل ـ را دريافت داشته است بلکه از آن جهت که او به درک واقعی مفهوم آزادی و حقوق بشر رسیده و این ادراک را نه در شعارهای تو خالی که در رفتار و اعمال نشان داده است. و من دوست دارم که این مطلب اين هفته را کلا به او اختصاص دهم و از شما خوانندگان این ستون بخواهم که به من پيوسته و سلامت و پیروزی او را آرزو کنيم؛ چرا که پیروزی چنین زنانی پیروزی انسان امروز است.