|
از چاه
درآمد و بر ماه شد
هفته ی پیش یک مدرسه شبانه روزی برای دختران گرفتار بحران در افریقا
تاسیس شد که سر و صدای زیادی بهمراه داشت. این مدرسه که در روز افتتاح
آن نلسون ماندلا، قهرمان آزادی بخش افریقای جنوبی، و عده ای افراد
سرشناس افریقایی و آمریکایی حضور داشتند، قرار است آزادی بخش دخترانی
باشد که به علت فقر مالی و فقر دانش و عدم توانایی های حرفه ای مورد
سوء استفاده قرار گرفته اند. اکنون آن ها این شانس را دارند که با
دستیابی به آموزش های لازم و استقلال مالی خودشان را از بدبختی هایی
مثل اعتیاد و تن فروشی، که همیشه بر سر راه آنها قرار داشته نجات دهند.
این مدرسه را خانم «اپرا وینفری» با صرف هزینه ای حدود 40 میلیون دلار
ساخته است. «اپرا» زنی است که کودکی و نوجوانی را در بحران و درد و رنج
گذرانده است و اکنون یکی از اولین های جامعه آمریکا محسوب می شود. اپرا
در سال 1954 در «می سی سی پی» بدنیا آمد و پدر و مادرش، که با هم
ازدواج نکرده بودند، بزودی از هم جدا شدند. نام اصلی او «هارپو
Harpo»
بود که کارمند ثبت احوال به اشتباه آن را اپرا نوشت و این نام بر او
باقی ماند. او کودکی اش را در یک مزرعه و در خانه مادربزرگی گذراند که
به شدت مذهبی بود. وقتی کمی بزرگتر شد به مادرش پیوست. او کودکی باهوش
اما ناراحت و ناآرام بود با مشکلات جنسی و اعتیاد به مواد مخدر. بهنگام
اقامت در خانه مادر از سوی یکی از دوستان او مورد آزار و تجاوز جنسی
قرار گرفت. و در نوجوانی و در خانه مادر صاحب کودکی شد که بدلیل زود
بدنیا آمدن باقی نماند. در چهارده سالگی خسته و درد کشیده به پدر پناه
برد. در خانه پدر در «نشویل»، برخلاف خانه مادر، نظم و ترتیب و آموزش
حکمفرما بود. در مدرسه بود که دریافت کار بازیگری و صحنه را دوست دارد.
او 19 ساله بود که بعنوان خبرنگار نیمه وقت در رادیوی شهر «نشویل» شروع
بکار کرد و نیز به تحصیل نمایش و فن بیان در دانشگاه پرداخت اما
تحصیلاتش بزودی ناتمام ماند و در سال 1972 بعنوان اولین زن سیاه پوست
آمریکا در سمت گوینده ی ثابت تلویزیون آن شهر بکار مشغول شد. او در عین
حال عنوان اولین زن سیاهپوستی که بالاترین تعداد بیینده ها را داشته
(چیزی حدود ده میلیون در هر اجرا) شناخته شده است. و چنين است که او را
ملکه شوهای آمریکا می دانند و می گویند دست به هر کاری می زند برنده
است. اما اولین کار جدی او در تلویزیون بالتیمور بود به سال 1976 و با
نام «مردم حرف می زنند» و اوج کار او وقتی بود که در سال 1986 شوی
تلویزیونی اش را شروع کرد، شویی که به زودی در صد و بیست کانال
تلویزیونی به نمایش درآمد و بیش از ده میلیون بیینده پیدا کرد.
اپرا
هنوز ازدواج نکرده و همچنان در اوج قدرت، زیبایی، محبوبیت و پیش روی
است.
زنگ خطری برای شيرين عبادی
هفدهم دی، هفتم ژانویه، نشریه بازتاب، مقاله ای خطاب به خانم شیرین
عبادی نوشته و با زبانی کنایه آمیز از ایشان خواسته تا گزارش پول هایی
را که برای زلزله زدگان بم جمع کرده به مردم ارائه دهد. این مقاله که
«خانم عبادی، درباره كمك به مردم بم اطلاعرسانی كنید» عنوان داشت به
ماجرای باز کردن حساب های بانکی به نام خانم عبادی پرداخته و به حساب
کمیته ای که زیر نظر ایشان است و نیز جمع آوری کمک افراد و موسسات، به
خصوص ایرانیان خارج از کشور به طور مفصل اشاره کرده و در انتها نوشته
است که: «مسئلهای كه بیشتر باعث تاسف است، عدم گزارش خدمات انجام شده
به وسیله كمكهای نقدی دریافتی از طرف كمیته خانم عبادی میباشد. به
نظر میرسد بهتر است خانم عبادی توضیحی در مورد مجموع ارقام دریافتی در
داخل و خارج از كشور، حداقل به مخاطبان خود ارائه داده و كارهای انجام
شده به وسیله آن کمیته برای منطقه زلزلهزده و مردم بلادیده شهر بم را
به اطلاع افكار عمومی برسانند.» این نشریه در انتها به نوعی ایشان را
مشابه کسانی دانسته که مردم را سرکیسه می کنند و به نوعی تهدید کرده و
گفته است که در کشورهای پیشرفته حساب این افراد با دولت است!
من البته از چند و چون ماجرای جمع آوری پول
برای مردم بم از سوی خانم عبادی اطلاعی ندارم اما به نظر می آید که
مطرح کردن این ماجرا، آن هم حالا و بی مقدمه، می تواند زنگ خطری باشد
برای خانم عبادی که اخیرا پیامی داشته اند خطاب به «همایش زن و صلح در
ایران» که در همه جا منتشر شده است. در این پیام خانم عبادی ضمن تاکید
بر این که صلح به معنای آرامش است و انسانی که حقوق او تضییع می شود در
صلح زندگی نمی کند گفته اند که: « هیچ اکثریت به قدرت رسیده ای حق
ندارد به بهانه مذهب، به نیمی از جمعیت جامعه یعنی زنان جامعه ستم
کند؛ مانند ستمی که هم اکنون به زنان ایران به بهانه اسلام می شود».
زنان در صحنه
تئاتر هم به میدان می آیند
ستاد خبری
جشنواره تئاتر فجر اعلام کرده است که امسال، در بیست و پنجمین جشنواره
فجر، سه کارگردان زن ایرانی حضور دارند: خانم کتایون فیض مرندی به خاطر
نمایش «بدون خداحافظی»، سپیده نظری پور برای نمایش «تهران پرندک»، و
زری امانی برای نمایش «امشب دیگر مهره های پشتم نی لبک می زنند». این
جشنواره، مثل همه ی جشنواره های ایران، با این که عنوان بین المللی را
با خود دارد کمتر شاهد حضور کارگردانان و هنرمندان جهانی است (در همين
امسال از هفتاد و سه نمايشی که در اين جشنواره اجرا خواهد شد فقط 13
تای آن از کشورهای ديگر است.) و بیشتر هنرمندان از کشور خودمان در آن
ها شرکت می کنند و طبعا حضور زنان هنرمند هم در آن کمیاب است. با این
حال تئاتر و سینما از معدود میدان هایی هستند که زن ها می توانند با
هزار گرفتاری وارد آن شوند و کارهای هنری خودشان را بیافرینند و نشان
دهند و چه خوب که زنان تئاتر نیز به این میدان تنگ و محدود در آمده
اند. و دریغ و درد که زنان موسیقیدان و خواننده و رقصنده مان حتی از
همین حد امکان هم محروم اند و همچنان باید در مجالس خصوصی یا مجالس
زنانه هنرنمایی کنند و در چارچوب بیرحمانه تبعیض زندانی باشند.
آیت الله با
هوش و زن پنجم
از وقتی که آیت الله ها و
حجت الاسلام ها و امام جمعه ها و حتی ملاهای دهات دور افتاده به فواید
اینترنت آگاه شده اند
هر کدام شان سایتی برای خودشان دست و پا کرده اند
ظاهراً برای
جوابگویی به سئوالات مذهبی مردمان صاحب سئوال.
اما این سئوال و جواب ها در اکثر موارد مربوط به شک بین نماز یک و دو
نیست و
محتوای آنها چیزی
است که
در
این
سر
دنیا «پورنوگرافی»
خوانده می شود.
خانمی که از خواننده های این ستون است گاهی سئوال و جواب هایی را که
در
سایت های این آقایان در ارتباط با زن
است
برای من می فرستد.
اما راستش برخی از آن ها به درد نشریات و به خصوص به درد نشریات
خانوادگی نمی خورد.
زیرا، گذشته از
این که عرق شرم از پیشانی هر بی شرمی روان می سازد، در این سرزمین های
کفار نشین، برخلاف
سرزمين زير سايه جمهوری اسلامی ما،
اعتقاد بر این است که
این
نوع سئوال و جواب ها برای نوجوان ها بسیار زیان بخش است. اما گاهی
هم برخی از جواب
ها به جوک و شوخی
شباهت دارند؛ جوک
هایی که با همه ی خنده دار بودنش دل هر انسانی را به درد می آورد. این
هفته یکی از آن ها را که این دوست
برایم
فرستاده
در
این جا آورده ام.
سئوال و جواب در
سایت جناب آیت الله العظمی سید محمد صادق روحانی منتشر شده.
بد نیست نگاهی به آن بیندازید و از اندازه هوش و ذکاوت و درک و فهم آیت
الله العظمی مطلع شوید.
سؤال:
مردی
4 زن دائمی داشته و شوهر زنان فوت كرده و یك زن بعد از فوت شوهر
آمده با اثبات
ادله و بینه؛
و می گوید با مدارك قانونی من زن دائمی این مرحوم هستم.
دراین حال ایشان 5
زن دارد و حرام است كه همه آنها دائمی باشند. مال به چه نحوی
تقسیم شود و شارع
مقدس چه حكمی دارد؟
جواب:
بسمه
تعالی؛ اگر ثابت شود كه این زن زن اوست
و
معلوم نباشد پنجمی كدام
است.
با قرعه یكی را حكم به بطلان نموده؛ بقیه مهر و ارث
می
برند».
این را می گویند عدل آيت اللهی!
تبلیغات فرهنگی زنان و الگوی مردانه
بنا بر گزارش مطبوعات داخلی، دومین «نشست
کارشناسان فرهنگی امور بانوان» نیز هفته پیش برگزار شد. این نشست هدف و
وظیفه خود را «شناساندن فرهنگ ایران اسلامی در جهان و تبلیغات اسلامی»
و «رسیدن به کمال» در «مکتب وحی» اعلام کرده است! در این نشست حجت
الاسلام خاموشی سخنان جالبی گفته اند تا «بانوان کارشناس» را هدایت
کنند. از جمله این که «برنامه های سازمان تبلیغات اسلامی در حوزه فرهنگ
باید در جهت ارتقا و بهینه سازی جنبه معنایی اجتماع باشد.» که البته من
چون سواد کارشناسی ندارم اصلاً معنای این حرف را نفهمیدم ولی در عوض
حرف دیگر ایشان را خوب متوجه شدم که تاکید کرده اند: «بانوان باید برای
تبلیغات مسیر کار فرهنگی را مطابق با راه حضرت علی قرار دهند». اما باز
هم بدلیل عدم آشنایی با این نوع کارشناسی ها مانده ام که این بانوان
کارشناس اگر بخواهند راه بیفتند در جهان و تبلیغات فرهنگی کنند چگونه
باید به زنان فرنگی بقبولانند که الگوهای معمول و سنتی زندگی خود را
رها کرده و حضرت علی را الگوی خود قرار دهند؟
مشکلات آموزشی هم بخاطر زنان است!
«همایش آسیب شناسی نظام از نگاه جنسیتی» هم هفته گذشته از طرف مرکز
تحقیقات و مطالعات زنان حوزه ی علمیه قم برگزار شد. واقعا اگر زنان
کشورهای دیگر فقط خبر این کنفرانس های برگزار شده در ایران را بشنوند
حتماً از اینکه زنان ایران این همه کنفرانس و نشست و سمینار و همایش
... پشت سر هم دارند و بزرگان کشور همین طور روز و شب نشسته اند و در
تلاش بهتر شدن و شکل گرفتن زندگی زنان هستند، به حال زنان ما غبطه
خواهند خورد. غافل از آن که اگرچه اکثر این کنفرانس ها به نام زنان یا
بانوان برگزار می شود اما اکثر اداره کننده های آن آقایان هستند و
اکثر سخنران ها نیز حجت الاسلام و آیت الله و هدف اصلی هم برای این است
که جمع و تفریق کنند تا یکی دیگر از حقوق زنان را دو دستی تقدیم آقایان
کنند. تازه ترین دست آورد زنان ایران هم در این آخرین همایش عبارت بوده
است از بین بردن نظام یکسان آموزشی برای زنان و مردان. در این همایش
حجت الاسلام محمدرضا زیبایی نژاد، در نگاهی «آسیب شناسانه»، نگاه غرب
به زن را که دامنه برابری زن و مرد را منحصر به برابری حقوقی نمی داند
رد کرده و فرموده اند که: «لازمهی قائل
بودن به یكسانی نظام آموزشی زن و مرد، انكار تفاوت
های طبیعی معنادار بین زن و مرد و انكار تفاوت
در انتظارات از این دو جنس است. همچنین پیامدهای یكسان بودن نظام
آموزش زن و مرد تغبیر در هویت جنسی، تحول در خانواده
به معنای از بین رفتن نقش زن و مرد در خانواده
و اجتماع، اعتراض |