|
کريستين و چاه جمکران
خانم کریستین امانپور، رییس بخش بین الملل گزارش های سی. ان. ان، که
بخاطر حضور در مناطق جنگی شهرتی جهانی به دست اورده است و یکی از
گرانترین خبرنگاران جهان بشمار می رود، برای ایرانیان نیز به طور خاص
چهره ای آشناست و، در واقع، می شود گفت که برای آنها شناخته شده ترین
خبرنگار خارجی جهان است. مصاحبه های او با مردم کوچه و خیابان، جوانان،
و قشرهای مختلف مردم و حتی مقامات ایرانی برای همه آشنا است. او اولین
باری که به ایران رفت، بسیار مورد توجه و محبت مردم قرار گرفت اما
بعدها این محبوبیت به مرور رنگ باخت. بسیاری از رسانه های داخلی و
رسانه های فارسی زبان بیرون از ایران او را متهم به طرفداری از بخشی از
حکومت، به خصوص بخش وابسته به آقای رفسنجانی، کردند و در داخل نیز به
دلیل مصاحبه های او با رقبای انتخاباتی آقای احمدی نژاد عده ای
اصولگرای دشمن پیدا کرد که به نظر می آمد دیگر به او اجازه ورود به
ایران داده نخواهد شد. اما او اخیرا باز توانسته است که به عنوان
خبرنگار سی. ان. ای. وارد ایران شود و بلافاصله هم به مجلس اسلامی رفته
تا گزارشی تهیه کند. معترضین به حضور او در ایران از همان مجلس شروع به
اعتراض کرده اند. آقای مهدی کوچک زاده در جمع خبرنگاران گفته است که:
«مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت امور خارجه باید پاسخگوی
ملت ایران باشند که چرا به عنصری وابسته که تحت پوشش مقدس خبرنگاری
برای تهیه گزارشات فتنه انگیز با مقاصد اختلاف افکنانه به کشورمان سفر
کرده اجازه ورود داده اند.»
اما گویا قصد اصلی امانپور از این سفر، آن گونه که خبرنگار ایسنا گفته
است، تهیه
ی گزارشی از امام زمان و چاه چمکران بوده است که تا وقتی که من این
مطلب را می نویسم به او اجازه رفتن به نزدیکی های چاه را نداده اند. او
در جواب خبرنگار ایسنا که از او پرسیده آیا در کشور آمریکا اجازه می
دهند چنین گزارشاتی تهیه شود گفته است: «نمی دانم! اما حیف است.» یعنی
واقعاً خانم کریستین امانپور نمی داند؟ یا ندانستن در برخی از کشورها
بهترین راه نجات است. آخرین گزارش مستندی که او تهیه کرده بود به نام
«جنگ درون» در همین ماه گذشته از سی. ان. ان پخش شد.
زن با غرور و مرد عاقل
خانم مونیکا
برلوسکونی،
همسر
سیلویو برلوسکونی،
نخست وزیر سابق ایتالیا شوهر خود را وادار کرده است که در مقابل عموم
از او عذرخواهی کند، چرا که «لاس زدن» آقای
برلوسکونی
با زنی دیگر به غرور مونیکا لطمه زده است. در کشورهایی مثل کشور ما
هنوز باور بر این است که مردها چون نیاز روحی و جنسی بیشتری به جنس
مخالف دارند می توانند با زنان متعدد ارتباط داشته باشند و این نوع
کارها نام «شیطنت» می گیرند اما زن ها اگر همان کار را بکنند نانجیب و
خائن شناخته می شوند. متاسفانه در بین بسیاری از کسانی هم که سال هاست
به خارج از ایران آمده اند و در این کشورها زندگی می کنند همین فرهنگ
همچنان متداول است، هرچند که قوانین این کشورها نه تنها به مردها
اجازهء «شیطنت» نمی دهد بلکه حتی تحقیر همسر و لاس زدن با زنان دیگر هم
می تواند دلیلی برای تقاضای جدایی زن ها باشد. وجود این قوانین سبب شده
که در ذهنیت اکثر مردمان این جوامع پذیرفته شود که خواست و توانایی
جنسی زنان اگر بیشتر از مردها نباشد کمتر از آن ها نیست و، بر اساس
همین ذهنیت، روابط زناشویی روابطی کاملاً انسانی و مساوی هستند؛ هر زنی
می تواند بی نگرانی از حمایت یا عدم حمایت قانونی نامساوی در ارتباط با
همسری که به هر دلیلی به او دروغ گفته، چنان عمل کند که می خواهد. می
تواند به او بگویند جدا می شویم و نگران نباشد که زندگی اقتصادی اش از
هم می پاشد، نگران نباشد که بچه هایش را از او می گیرند، نگران نباشد
که جامعه به او ـ به عنوان زنی مطلقه ـ بد نگاه کند. به راحتی می تواند
تصمیم بگیرد که با همسرش بماند یا برود. حتی می تواند به همسرش بگوید
زندگی اجتماعی و یا خانوادگی مان با هم اما زندگی عاطفی و عاشقانه مان
مال خودمان. می تواند مثل خانم کلینتون باشد که به قول خودش سه ماه طول
کشید تا فکر کرد: «جدا نمی شوم چون می خواهم سناتور شوم.» و در حساب و
کتابی که کرد به این نتیجه رسید که بهتر است در کنار آقای کلینتون
بماند و برای خودش و خواسته هایش زندگی کند. یا، مثل خانم مونیکا
برلوسکونی،
اعلام کند که لاس زدن شوهرش غرور او را جریحه دار کرده و بگذارد و برود
و شوهر مجبور شود، برای برگرداندن او، در مقابل جامعه (و نه پنهانی و
بی سر و صدا) عذرخواهی کند و از او بخواهد که بخشیده شود. آقای
سیلویو برلوسکونی،
در شب میهمانی مربوط به یک جایزه ی تلویزیونی در جمع به زنی گفته بود:
«اگر من ازدواج نکرده بودم همین لحظه با تو ازدواج می کردم.» این حرف
چنان خانم مونیکا را (به حق) ناراحت کرد که ترجیح داد همسرش را، که سه
فرزند هم از او دارد، رها کند تا او بتواند تصمیمش را درست و حسابی
عملی کند. اما آقای
برلوسکونی،
که گویا آن حرف را برای خوشمزگی و شوخی گفته بود و در اصل عاشق زنش
است، بلافاصله دست به کار می شود و در یک جمع وسیع تر عشق خودش را به
همسرش اعلام می کند و در انتها می گوید: «من احترام تو را همچون گنجی
در دل خود حفظ می کنم، حتی وقتی که پرت و پلایی بر زبانم جاری می شود.»
و مثل یک آدم عاقل و بالغ هزینه پرت و پلا را با عذرخواهی می پردازد.
کجای دنيا شبيه اين را می شود پيدا کرد؟

این عکس زن های تماشاچی در کنار خیابان مرا به یاد
عکس هایی انداخت که از دوران قاجار دیده بودم و درآنها تعدادی زن در
گوشه پیاده رو ایستاده بودند و داشتند به مراسم عزاداری نگاه می کردند
متاسفانه نتوانستم آن عکس ها را پیدا کنم) اما دیدم که اگرچه جا و مکان
و لباس آن ها فرق چندانی نکرده اما چه تفاوت عظیم و حیرت انگیزی در
زندگی شان پیش آمده: در آن زمان به یک مشت مرد عبا و عمامه ای پوشیده و
سرافکنده نگاه می کردند و اکنون، به مردهایی با موها و ریش و لباسی
آخرین مد و سرفراز که با آخرین ژست روز زنجیر می زنند! باز هم بگوییم
که جمهوری اسلامی کاری برای زن ها نکرده. واقعا این همه تغییر در زندگی
آن ها، آن هم در ظرف فقط 150 سال در کجای دنیا می شود پیدا کرد؟!
فوق ليسانس تحقير شدن
خبری
خواندم در سایت «ایران پرس نیوز» و نقل قولی از آقای عوض پور، مخبر
کمیسیون بهداشت و درمان مجلس هفتم، در مورد وضعیت تحصیلی زن ها. ایشان
گفته اند که: «خانمهای
ما اگر میخواهند دنبال علم و دانش باشند، باید به دنبال كسب علم و
دانشی باشند
که بیشتر در خانه به درد بخورد.» ایشان در واقع به «جامعه درمانی»
پرداخته و تاکید کرده اند که: «بنابراین خانمها باید در حدی كه وظیفهشاناست در اداره
ی
جامعه سهم داشته باشند و این روندی كه در حال حاضر زنان بیش از انتظار
وظیفهشان وارد اداره
ی
امور جامعه میشوند، به نظر میرسد در آینده به دوام خانواده لطمه
میزند.»
و به قول خودشان به ماجرا نگاهی شرعی کرده و سفارشی را که پیامبر اسلام
در این مورد کرده اند به عنوان دستورالعملی صریح مطرح ساخته اند: «در
روایات نقل شده شبی كه حضرت فاطمه (س) به خانه امیرالمومنین میرفتند،
توصیه پیامبر این بود كه كارهای خانه با فاطمه و كارهای بیرون با حضرت
علی باشد و لذا این خود یك دستورالعمل است.»
و این دستورالعمل را توضیح داده و راه حل هم پیدا کرده و گفته اند که
دانشگاه ها باید رشته هایی برای زنان تدارک ببینند که فقط در خانه به
درد بخورد و زن ها برای درس خواندن فقط به سراغ این رشته ها بروند و
لیسانس و فوق لیسانس خودشان را بگیرند. برای من عجیب است که آقای عوض
پور تا به حال متوجه نشده اند که قرن هاست که زنان ما بدون دانشگاه
رفتن در رشته هایی مثل ظرف شوئی، غذاپزی، بچه داری، شوهر داری، کتک
خوردن و تحقیر شدن و ده ها رشته دیگری که «فقط به درد خانه می خورند»
فارغ التحصیل می شوند و اکثر تا مرحله دکترا هم پیش می روند. البته
شاید ایشان چون انسانی امروزی هستند فکر می کنند که زن ها حتماً باید
در دانشگاه و به صورت علمی این چیزها را یاد بگیرند.
تشکل سياسی زنان برای مبارزه با غرب
آقای
حداد عادل، رییس مجلس شورای اسلامی، در روز دوشنبه ششم فوریه در دیداری
که با اعضای فرهنگی – اجتماعی زنان داشتند گفتند که: « موضوع زن در
جامعه اسلامی یکی از موضوعات مهم و مورد بحث علما و اندیشمندان است.»
البته در این گفته کسی شک ندارد چرا که به خصوص پس از پیدایش جمهوری
اسلامی دیده ایم که، به طور روزمره و در ارتباط با هر مساله ای، فکری
هم به حال زنان کرده اند و از نوک موی آن ها گرفته تا انگشت پای شان را
مورد توجه خاص و زیر پوشش لطف و مرحمت خود قرار داده اند. اما اخیراً
یکی یکی بزرگان جمهوی اسلامی می آیند و، ضمن برشمردن جنایات غرب و لزوم
مبارزه خستگی ناپذیر با فرهنگ بی بند و بار آن، از زنان می خواهند که
در حالی که در خانه نشسته اند، و به بچه ها می رسند، و مراقب همسر
هستند، به عنوان یکی از عناصر مبازره با غرب وارد عمل شوند و در خط
اول جبهه قرار گیرند .
آقای عادل
هم
در
یک
جلسهء
دیدار با زنان، پس از برشمردن مسایلی مثل«آزادی، پیشرفت صنعتی،
علم و مردم سالاری»
(که قرار است به عنوان حربه های کوبنده
انقلاب اسلامی در مقابل غرب قرار گیرد)،
«شان والای زن و اهمیت جایگاه زنان در جامعه اسلامی» را واقعیتی مهم و
تاریخی و اجتماعی و سیاسی شمرده و گفته اند که باید آن را هم مثل آزادی
اسلامی و پیشرفت و صنعت و علم و خلاصه همه ی برتری های اسلامی، بزنند توی سر غرب تا
آنها
یاد بگیرند با زن چطور رفتار کنند. آقای حداد عادل در آخر هم گفته اند
که باید یک تشکل سیاسی جدی زنان تشکیل شود.
و حتما قصد دارند که این تشکل زیر نظر و عنایت و هدایت چند آیت الله و
حجت الاسلام اداره شود تا زنان بتوانند به خوبی از پس مبارزه با غرب
برآيند.
|