Shokooh Mirzadegi

مقاله

شکوه میرزادگی

صفحه اول   

اکنون نوبت آزادی ست!

شکوه میرزادگی

    امروز، سه شنبه، چهاردهم جولای 2015، بالاخره توافق اتمی میان ایران و شش قدرت جهانی، انجام شد. چه بخواهیم و چه نخواهیم این توافق یک حرکت تاریخی است؛ حرکتی که  که نتایج واقعی بد یا خوب اش برای ایران و ایرانی در آینده ای نه چندان دور روشن خواهد شد.

 

    به عنوان یک نویسنده   یمطالب مربوط به مسایل اجتماعی، و یک کوشنده ی حفظ میراث فرهنگی که سال هاست در اپوزیسیون فرهنگی حکومت اسلامی فعال بوده، و مسایل مربوط به ایران را (چه در درون و چه بیرون از آن) در حد توان خويش زیر نظر داشته، از دو سال پیش به این طرف مطمئن بوده ام که این توافق صورت خواهد گرفت. از نظر من، جمع و جور کردن وضعیت بحرانی داخل ایران از یک سو، و مشکلات جدی ریز و درشتی که جمهوری اسلامی در خاورمیانه بوجود آورده، از سوی ديگر، یا با جنگ میسر بود و یا با این توافق، یعنی بریدن شاخ و دم جمهوری اسلامی، بی آن که غرب، به وِيژه آمریکا، گرفتار بدنامی و یا زیان هایی ناشی از  جنگی دیگر شود.

    البته می دانم که اهل فن سیاست و اقتصاد نظرات مختلفی در ارتباط با این توافق دارند، و پشت پرده ی این نوع توافق ها را، با توجه به دانش و درک خودشان از مسایل، خیلی بهتر از امثال من می بینند. من اما اکنون دلم می خواهد فکرهایم، یا امیدهایم، را در مورد آنچه که پس از این توافق امکان بوجود آمدن دارند، با صدای بلند و قلم آشکار بيان کرده و آن را با شما تقسیم کنم:

 

- پس از توافق هسته ای، تحریم ها علیه ایران (به مرور) برچیده خواهد شد. پول ها، یا دارایی های بالقوه ی مردمان ایران به ایران سرازیر می شوند. این پول ها چه به جیب مردم برود و چه نرود، حداقل  این بهانه ی چندین ساله از حکومت مردم ستیز بی خرد ستانده خواهد شد که همچنان همه ی کمبودها را به گردن تحریم ها بیندازد و حق طلبی های طبیعی مردم را سرکوب کند.

 

- این توافق و رفع تحریم ها سبب می شود وابستگان به حکومت دیگر به راحتی نتوانند اپوزیسیون حکومت و آزادی خواهان منفرد را خاموش کنند؛ به بهانه این که: مردم نان ندارند، تحریم ها کمرشان را شکسته، وقت این حرف ها نیست و یا اگر از اصلاح طلب ها حمایت نشود جنگ است یا تجزیه ی ایران.

 

ـ با این توافق حکومت اسلامی ِ شیفته ی جنگ دیگر نمی تواند (حداقل برای مدتی) مردم ایران را به جنگ بکشاند. و هیولای بدون جنگ یعنی هیولای مرده.

 

    - این توافق، چه از آن خوشمان بیاید و چه نیاید، می تواند فرصت های خوبی برای مردمان ایران بوجود آورد، فرصت هایی که مهم ترین شان گشوده شدن درهای ایران خواهد بود. اگر چه این گشودگی به خاطر رفتن ثروت های ایران به جیب مؤسسات اقتصادی اروپایی و آمریکایی است، و به عنوان رشوه ی حکومت اسلامی برای ماندگاری اش بکار خواهد رفت، اما فراموش نکنیم این رشوه ای است که سی و پنج سال آن را به روسیه و چین داده اند و خوب می دانیم که در جنگ اقتصادی بین کشورهای غربی با روسیه و چین در زمین ایران،  آن که بازنده نخواهد شد مردمان ایران اند زیرا اگر به طور سنتی چین و روسیه از زیرزمین ها و درز درها وارد کشورها می شوند، غربی ها معمولاً از درهای کاملاً گشوده می آیند و هیچ در گشوده ای نیست که آزادی نتواند به نوعی از آن عبور کند.

 

    - درهای گشوده شده ی ایرانِ پس از توافق دیدهای جهانی را به روی وضعیت ناهنجار ایرانیان و خواست های انسانی آنها بازتر خواهد کرد. مردمان جهان خواهند توانست آن چه را که در ایران می گذرد بهتر ببیند. و کم نیستند آن هایی که باورمند به حقوق بشر و آزادی مردمان کشورهایی چون ما هستند. دولت ها، حتی اگر بخواهند، نمی توانند آن ها را راحت فریب دهند و پوششی بر روی خلاف کاری ها و جنایت های حکومت اسلامی بکشند. علاوه بر این، مردمان ایران نیز از درهای گشوده بهتر می توانند آزادی های موجود در سرزمین های دیگر را ببینند و بیشتر به درکی ناشی از مقایسه ای انسانی برسند.

 

    - دوران پس از این توافق بهترین زمان خواهد بود برای طرح خواست های حقوق بشری مردمان ایران؛ همه ی آن حقوقی که در مفاد اعلامیه حقوق بشر آمده و جمهوری اسلامی به بهانه های مختلف ـ از جمله تحریم ها و دخالت شیاطين بزرگ و کوچک ـ آن را بطور روزمره نقض کرده است. اکنون حکومت مسلط بر ایران به ظاهر هم که شده دوست و مطیع شیطان بزرگ و کوچک شده است.

 

    ـ این توافق نوبت رسیدن به خواست رفع تبعیض از مردمان ایران را جلو می اندازد، از  تبعیض های جنسیتی گرفته، تا تبعیض های مذهبی، و فرهنگی

 

    - این توافق جان تازه ای به اصل آزادی بیان خواهد داد و خواست نفس کشیدن رسانه های عمومی در ایران  دوباره زنده می شود.

 

    و در نهایت این توافق به ما می گوید که: اکنون نوبت آزادی است.

 

    فقط اندکی همت می خواهد تا وطن ما نيز برای آمدن اش آماده شود. این همت فقط نه از سوی اکثریت مردمانی بايد باشد که به ناچار دنبال سیر کردن شکم شان هستند و جز این که یک روز شادی کنان برای برد در مسابقه ی فوتبال به خیابان ها می ریزند، و یک روز برای توافق هسته ای، و روز دیگر برای عاشورا و تاسوعا سینه می زنند و گریه می کنند. در همه ی دنیا اکثريت کم و بیش همین گونه عمل می کند. تقصیری هم ندارند. دیکتاتوری از آدم ها آدمک می سازد. اما آن ها که می توانند جهان را برای این اکثریت بسازند و آباد و آزاد کنند، فرهیختگان، قشرهای تحصیل کرده، دانشگاهی، روزنامه نگاران، و اپوزیسیون سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی اند. اکنون همت را آن ها باید به خرج دهند؛ کسانی که دنبال حداقل ها و آب باریکه ها نیستند؛ کسانی که اين را حق انسان قرن بیست و یکم ایرانی نیز می دانند که متمدنانه و با افتخار و آزاد زندگی کند. و به خاطر این انسان حاضر نیستند تن به سازش و سکوت بدهند.

14 جولای 2015

smirzadegi@yahoo.com