Shokooh Mirzadegi

از نگاه يک زن

شکوه میرزادگی

9 تير 1388  30 جون 2009 

بازگشت به صفحه اصلی

قصه

شعر

مقاله

يادداشت

  نگاه يک زن

مطالب  ديداری

مطالب  شنيداری

مرکز  اسناد  زنان

نامه های سرگشاده

کتاب های در اينترنت

کتاب های منتشر شده

کتاب های در دست انتشار

*****

 تماس

 شرح حال

آلبوم عکس

English Section

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Puyeshgaraan

 

 

 

 

 

ما را به دم پير نگه نتوان داشت

در خانه دلگير نگه نتوان داشت

آن را که سر  زلف چو زنجير بود

در خانه به زنجير نگه نتوان داشت

 

 

چوبی که کروبی، به خاطر زن ها، از رهبران نظام خورد

آشنایی که از شخصيت های مطلع امور سياسی در ايران است برايم می گفت که اعتقاد دارد اگر آقای کروبی نبود به طور قطع شانس آقای موسوی در انتخابات زيادتر می شد. ايشان در توضيح اين حرف از خشمی می گفت که آيت الله خامنه ای نسبت به کروبی و به دنبال آن  به کل کانديداهای تازه پيدا کرده است. او می گفت شنيده که: خشم رهبر حکومت چنان از کروبی زياد بود که علاوه بر حذف همه ی کانديداها، در تقسيم بندی و سهم دادن رای به آن ها نيز ماموران مربوطه ايشان جانب ظاهرسازی را حتی رعايت نکرده و بيشترين حق کشی را در ارتباط با کروبی انجام داده اند. يعنی، اگر که رای آقای موسوی را نصف کرده باشند رای آقای کروبی را به طور قطع از يک دهم هم پايين تر آورده اند. و دليل عمده آن هم پرداختن آقای کروبی به مسایل مربوط به زنان است.

ايشان در توضيح گفته های خود اضافه می کرد که: کروبی تنها شخصيت حکومت اسلامی در سی سال گذشته است که رسماً از حجاب زنان در ايران به عنوان حجاب اجباری نام برده و آن را، همراه با تعدد زوجات، غير لازم و غلط اعلام کرده است. انکار اين دو امر کاملاً مهم در جمهوری اسلامی، نه تنها موجب برافروخته شدن غضب رهبری شده بلکه همه ی شورای نگهبانی ها و سران حکومت را ـ که سی سال است از حجاب و تعدد زوجات بمثابه ناموس و شرف اسلام  نگاهداری کرده اند ـ برافروخته کرده است. ما می دانيم که جمهوری اسلامی طی اين سال ها در مورد بسياری از مسايل اقتصادی و  اجتماعی کوتاه آمده است، اما در مورد چند مساله، که مهم ترين آنها حقوق زنان و به  خصوص حجاب و تعدد زوجات است، نمی تواند کوتاه بيايد. آنها يقين دارند که اگر به خصوص حجاب را اختياری کنند، در واقع، به دست خود يکی از پايه های مهم حکومت خود را فرو ريخته اند.

حرف های اين آقا، که خودش نيز در انتخابات شرکت نکرده بود، مرا به ياد انبوه زنان و مردانی انداخت که در روزهای انتخابات شعار حجاب اختياری و يا نه روسری، نه توسری را در کمپين های آقای کروبی سر داده بودند؛ شعارهايي که به زودی خاموش شد و پس از آن نيز سعی شده که در تظاهرات مردم و به بهانه ی خشمگين نکردن حکومت از آنها ياد نشود.

به راستی هم که همين تجربه ی اخير انتخاباتی نشان داده است که حکومت نه تنها از شنيدن شعار حجاب اختياری خشمگين می شود بلکه عبارت حجاب اجباری نيز برای آن ها غيرقابل تحمل است. در طول سی سال گذشته، از آيت الله خمينی گرفته تا خامنه ای، و همه ی سران حکومتی، سعی بر آن داشته اند که بگويند حجاب اسلامی پوششی است که زنان ايران خودشان انتخاب کرده اند.

در واقع، خمينی و بسياری از حکومتی ها می دانند که مجبور کردن مردمان در مورد استفاده از پوششی خاص، از نظر قوانين بين المللی حقوق بشر، کاری خلاف و غير قانونی است و همواره کوشيده اند بگويند که حجاب در ايران اختياری است. حال، با قرار دادن حجاب اختياری در برابر حجاب اجباری، نشان دادن تضاد آنها، و بيان اينکه دومی آن چيزی است که در ايران وجود دارد اما زنان ـ و بسیاری از مردان ـ ايران خواستاری اختياری کردن حجابند، مردم ايران يکی ديگر از بی قانونی ها و تن ندادن های حکومت اسلامی به قوانين بين المللی ـ که خود زير پای شان امضا نهاده است ـ را افشا کرده اند

 

سی ام جون 2009

shokoohmirzadegi@gmail.com